السيد الخميني (مترجم: اسلامى)
235
تحرير الوسيلة (فارسى)
بواسطه غير آتش تبديل به بخار يا دود يا خاكستر گردد ، ولى اگر آتش چيزى را تبديل به ذغال يا سفال يا آجر يا گچ يا آهك نمايد نجاست آن باقى است . و هر جاندارى كه از نجس يا متنجس است مانند كرمى كه از مردار و مدفوع توليد مىشود پاك مىباشد . و وقتى كه شراب به خودى خود يا با دستكارى مانند اينكه جسمى ( چيزى ) كه در آن بيندازند ، سركه شود پاك مىشود - چه آن جسم مستهلك شود و از بين برود يا نشود - اما اگر شراب بعد از رسيدن به نجاست ديگرى سركه شود ، بنابر احتياط واجب پاك نمىشود . ( 1 ) پنجم - رفتن ( كم شدن ) دو سوم آب انگور به وسيله آتش يا خورشيد در صورتى كه توسط آنها جوش بيايد كه كم شدن دو سوم آن پاككنندهء ثلث باقيمانده است بنابراين كه به خاطر جوش آمدن نجس شود و قبلا گذشت كه بنابر اقوا ( اصولا نجس نبوده و ) پاك مىباشد ، پس كم شدن دو سوم آن فقط در حلال شدن ثلث باقيمانده مؤثر است . ولى اگر خود به خود به جوش بيايد چنانچه احراز شود كه با اين جوش آمدن ، مستكننده شده است نجس مىباشد ، و با كم شدن دو سوم آن ، پاك نمىشود بلكه بايد سركه شود تا پاك گردد و در صورتى كه مسكر شدن آن مشكوك باشد ، محكوم به طهارت است . ( 2 ) ششم - انتقال است . يعنى انتقال ، پاككننده چيز نجسى است كه به چيز ديگرى منتقل شود بطورى كه جزء آن محسوب گردد مانند انتقال خون حيوانى كه خون جهنده دارد ( انسان ) به غير آن ( پشه ) و همچنين است اگر نجسى غير خون باشد و به چيزى غير از حيوان مانند گياه و غيره انتقال يابد ( پاك مىشود ) و اگر بدانيم كه مثلا خون جزء آن نشده و يا در جزء شدنش شك كنيم از جهت آنكه در شكم حيوان طورى قرار نگرفته كه به او انتساب پيدا كند ، مثل خونى كه زالو از انسان مىمكد ، بر نجاست خود باقى است . ( 3 ) هفتم - اسلام است . كه پاككننده جميع اقسام كافر است حتى مردى كه مرتد فطرى است - در صورتى كه توبه كند - تا چه رسد به زن . و به تبع كافر ، اضافات متصل به او از قبيل مو و ناخن و آب دهان و اخلاط بينى و سينه و چرك زخمش و مانند اينها ( هم ) پاك مىشود . ( 4 ) هشتم - تبعيت است . كه وقتى كافرى اسلام آورد ، فرزند او نيز به تبعيت از او پاك مىشود ، خواه اين كافر پدر طفل باشد يا جدّش يا مادرش ولى پاك شدن بچه كافر به تبع مسلمانى كه او را اسير كرده است و با آن طفل هيچ يك از پدرانش نباشد ، مورد اشكال است بلكه پاك نشدن او خالى از قوت نيست . و به تبع ميّت پس از آنكه ( غسل داده و ) پاك شد ، ابزار غسل او از قبيل پارچهاى كه روى ميت قرار داده مىشود و لباس ميّت كه با همان لباس غسل داده شده ، و دست غسال و پارچهاى كه موقع غسل دادن ميّت به دست پيچيده ، پاك مىشود ولى پاك شدن ساير جاهاى بدن غسال و لباسش ، اشكال دارد . و احتياط واجب پاك نشدن آنها است . بلكه احتياط و بهتر آنست كه غير از دست